سيد على اكبر برقعى قمى
71
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
بشر : با كسر باى ابجد و سكون شين نقطهدار و در آخر راى بىنقطه به معنى گشادهرويى از اعلام متعارفه است و نام ابو نصر بشر بن حارث مروزى از رجال طريقت كه در حافى نيز بيايد و نام بشر بن عمرو حضرمى از شهيدان طف و همان كسى كه به او خبر دادند كه فرزندت را در سرحدّ رى اسير كردند گفت آن را در حساب خدا آرم و بماند تا كشته گرديد . « 1 » بشران : با ضمّ باى ابجد و سكون شين بر وزن غفران نام نياى مادرى ابو غالب محمّد بن احمد ابن سهل واسطى است معروف به ابن بشران و ابن الخاله از افاضل علما و اعلام ادب و شعر و حديث و اين دو بيت از اوست : سقى اللّه ليلا بت فيه مغازلا * غزالا حكى لى وجهه طلعة البدر اصبت به من غرة الدهر فرصة * فبادرتها علما بعاقبة الدهر و در سال 462 درگذشت . نگارنده گويد : « بشران را با ضمّ باى ابجد - چنان كه نوشتم - ضبط كردهاند امّا در مادهء بشر ، جز بشرى كه اسم است از بشارت نيست و درست آن بشران با كسر اوّل تثنيه بشر و يا بشرى است » . بشروى : با ضمّ باى ابجد و سكون شين نقطهدار و ضمّ راى بىنقطه و كسر واو منسوب است به بشرويه ( بر خلاف قياس ) بر وزن گلگونه و آن قريهاى است در چهار فرسنگى تون از شهرهاى خراسان و احمد ابن محمّد بن بشروى تونى از افاضل علماى اماميّه و صاحب حاشيه بر شرح لمعه و رساله در تحريم غنا و رساله در رد بر صوفيّه بدان منسوب است . بشرويه : با كسر باى ابجد و سكون شين نقطهدار و فتح راى بىنقطه در تلفّظ عربى و سكون آن در تلفظ فارسى و فتح واو و سكون يا و ها نام بعضى از محدّثان عامّه است و گذشت كه « ويه » كلمهء تحسين است به معنى چه گشادهروى . « 2 »
--> ( 1 ) - و نيز بشر بن حارث يكى از صحابه و از قبيلهء قريش و در زمرهء كسانى بود كه به حبشه هجرت كرد . او پس از وقعهء بدر به حجاز برگشت ( لغتنامه / دهخدا : 11 / 97 ) . و نيز بشر بن براء بن معرور خزرجى از اصحاب پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و در غزوات بدر و عقبه و احد حاضر بود و از طعامى كه زوجهء سلام بن مشكم از گوشت بزغاله مسمومى براى مسموم كردن حضرت رسول آماده ساخته بود بخورد و درگذشت ( همان كتاب ) . و نيز بشر بن ثابت بصرى بزار مكنّى به ابو محمّد محدّث و ثقهء ابن حيّان ( همان كتاب ) . و نيز بشر بن جارود عمرو بن حنش عبدى يكى از اشراف شجاع بود و در عراق با ابن اشعث بر حجّاج بن عبد الملك بن مروان خروج كرد و در جنگها شركت جست و در وقعهء دير الجماجم نيز حضور يافت و در جنگ مسكن كشته شد ( همان كتاب ) . و نيز بشر بن حارث از زاهدان بود و دربارهء ابراهيم ادهم و وهب مكّى و يوسف بن اسباط و سالم خواص ، گفتارى است . و نيز بشر بن حسان از صحابه بود و خبرى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله نقل كرد ( همان كتاب ) . و نيز بشر بن حسين قاضى ابو سعيد از مشاهير ائمهء داوديه ( ظاهريّه ) بود كه در سال 369 از جانب عضد الدولهء ديلمى به سمت قاضى القضاة فارس و عراق منصوب گرديد و تا وفات عضد الدوله در همان شغل بماند ازآنپس منفصل شد و در سال 380 درگذشت ( همان كتاب ) . و نيز بشر بن عبد الرحمن از شاعران عرب و از قبيلهء خزرج و در زمرهء انصار بود و . . . ( همان كتاب : 98 ) . ( 2 ) - بشرويه : قصبهاى است در 107 كيلومترى جنوب غربى فردوس خراسان ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 270 ) .